لباس شهید محمود نریمانی

من در لباس شهید محمود نریمانی!

امروز می خوام از هدیه ای رونمایی کنم که خیلی خیلی برام ارزشمند و خاص هست و این هدیه رو با شما تقسیم میکنم:

💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠

قلب مرا،

هنوز به یغما نبرده‌ای..

ای راهزن!

دوباره به این کاروان بیا…

✍ سال نود و پنج،

ایام محرم یا صفر بود،

که سلمان زنگ زد و گفت:

میای روضهٔ خونه محمد اینا؟

گفتم:

آره ان‌شاءالله…

گفت:

حتماً بیا،

برات یه چیزی آوردم،

که مناسبِ تو هست،

و فقط به دردِ خودت هم می خوره،

اگه اندازه اش به سایزت بخوره…

یه حسی بهم می گفت،

که لباسِ محمود رو می خواد بهم هدیه کنه،

و همون هم شد…

اومد و گفت:

همشیره ام این لباس رو،

که واسه محمود بود،

بهم داد،

اما چون سایزِ من نبود،

گفتم که این سایز فلانی هست و اگه اجازه بدی بدم بهش،

چون اون قدرِ این لباس رو می دونه،

و همشیره ام هم قبول کرد…

و گفت:

این همون لباسی هست،

که در بعضی از عکس ها،

به تنش داره…

به قدری ذوق کرده بودم،

که حد نداشت،

و وقتی دیدم که اون لباس،

سایز تنم هست،

و کاملاً اندازه ام می‌شه،

می خواستم از خوشحالی،

پر در بیارم…

هیچ زمانی،

اون لحظهٔ شیرین رو،

فراموش نمی کنم…

رخت شهادت،

که بر قامتم نشد،

اما همین که،

با نظر لطف شما،

و عنایت شهید محمود نریمانی،

رخت شهید،

بر تنم شد،

و در اختیارم قرار گرفت،

از سرم هم زیاد هست…

🙏 #الحمدلله_و_المنة

☝ آقا اجازه،

ما در همین حد هم،

شاکر الطاف شما هستیما،

اما اگه دیدی راه داره،

امکان داره،

جا داره،

رخت شهادت رو،

بر تنِ این عبدِ خاطی هم بپوشون،

تا عاقبت بخیر بشم…

آخه،

زنده بودن و نفس کشیدنم،

که واسه کسی خیری نداشت،

ان شاءالله که،

شهادت و جاری شدنِ خونم،

پر خیر و برکت باشه…

🕊

مقداد علیپور

مکتب وحی گیلان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *