حضرت فاطمه زهرا

فاطمه زهرا، دریای عظمت و عرفان الهی است

قلم های ناتوان

گاهی نمی شود همه چیز را با قلم بیان کرد چرا که این قلم بعضی وقت ها آنقدر کوچک و حقیر می شود که از درک عظمت و بزرگی برخی مفاهیم عاجز است. گویی انگار دست و زبان بریده شده و  نمی تواند حتی جمله ای، حتی کلمه ای و حتی حرفی به روی کاغذ بیاورد.

همین قلم که به استناد فرمایش گهربار امام صادق(ع)، برتر از خون شهداست(۱) گاهی اوقات در برابر اقیانوس عمیق و پرمغز معرفت اولیای الهی آنقدر خوار و زبون می شود که شاید نتوان به این راحتی ها آن را باور کرد و پذیرفت.

حضرت زهرای مرضیه(سلام الله علیها)، ام ابیها،  بضعة المصطفی ، زوجة الوصیّ، درّة بیضاء ، انسیّةحوراء، ام الائمه، ام الحسن و الحسین، ام المومنین، حبیبة الله و امینة الوحی است. اینها فقط گوشه ناچیزی از کرامات و مجد و جایگاه رفیع آن شهیده مظلومه است. این کلمات شاید فقط تمرین هایی باشد برای شیعیان آن حضرت و مشق کوچکی باشد برای درک حقیقت آن نور الهی.

حضرت فاطمه(س) تجلی روشن عظمت خداوند است. حضرت فاطمه(س) تجلی بارز عصمت الهی است. حضرت فاطمه(س) محل نزول وحی خداوند است.

فاطمه، امین وحی الهی

آری. حضرت زهرا، امینه الوحی است. کسی است که خدا برای تسکین غم فراق حضرت رسول(ص)، برایش فرشته ای نازل کرد تا وی را تسلی دهد و اندوهش را برطرف سازد.

حضرت زهرا همانی است که خدا برایش فرشته ای قرار داد تا خبر از حوادث آینده دهد. حضرت زهرا همان والامقامی است که «مصحف» او نشانه ای است برای ظهور(۲). چه مقامی بالاتر از این که خدا مستقیم با تو سخن بگوید و آرامشت دهد؟ مگر می شود بیشتر از این را هم برای کسی تصور کرد؟

حضرت زهرا را حضرت باری تعالی، خود تسکین داد و حال، همه ی ما شیعیان محتاج کرم و احسانش هستیم که: ” عَادَتُكُمُ الْإِحْسَانُ وَ سَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ”(۳).

 

ما از الست غیر تو بهتر نداشتیم  ////    نامی به غیر نام تو از بَر نداشتیم

زهرا اگر نبود وجود تو در مدار      ////   در اهل بیت مرکز و محور نداشتیم

     ای آیه ی متمّم آیات سرمدی    ////   گر تو نبودی، سوره ی کوثر نداشتیم

                        باران به یُمن نام تو بارد ز آسمان  ////   گر می نبود رزق مقرّر نداشتیم

                      از یُمن نام نامی تو گُل به باغهاست  ////    وَرنه گلی به باغ معطّر نداشتیم

گر، می نبود فاطمه روز و شبی نبود  ////   ما عرش وفرش وکُرسی ودفتر نداشتیم

                      زهرا اگر نبود خدا عالِم است و بس ////   ما مُذنبین، شافع محشر نداشتیم

                        گمراه می شدیم، اگر فاطمه نبود  ////  زیرا هماره والی و رهبر نداشتیم

                  مدیون فاطمه است تمام هرآنچه هست ////  بی فاطمه به باغ جهان بَر نداشتیم

                    گر، می نبود خون جراحات سینه اش /////  صحبت ز میخ و چوب و سر و در نداشتیم

                        با فضّه گفت: فضّه خُذینی مرا بگیر ////  گر می رسید لاله پرپر نداشتیم

                      ما داغ مادری که جوان بود دیده ایم  ////   وَرنه هزار ناله مکرّر نداشتیم

                          پروانه وار گِرد علی در طواف بود   ////   گر او نبود یاورِ حیدر نداشتیم

                        در روزهای سختی و غربت قیام کرد ////  ورنه فروغ دین پیمبر نداشتیم

    زهرا اگر نبود کرامت غریب بود ////  در بندگی نمونه برتر نداشتیم

            زهرا اگر نبود دعا و ثنا نبود ////  مسجد نداشتیم وَ منبر نداشتیم

       ما در پناه فاطمه هستیم در دو کَون ////  بدبخت می شدیم چو مادر نداشتیم

            ما خاکسار درگه زهرای اطهریم  ////  از این کلام بهتر و خوشتر نداشتیم

 

*سروده حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا مدنی(زید عزه)

 

پی نوشت:

۱) إِذَا کَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ جَمَعَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ النَّاسَ فِی صَعِیدٍ وَاحِدٍ وَ وُضِعَتِ الْمَوَازِینُ فَتُوزَنُ دِمَاءُ الشُّهَدَاءِ مَعَ مِدَادِ الْعُلَمَاءِ فَیَرْجَحُ مِدَادُ الْعُلَمَاءِ عَلَى دِمَاءِ الشُّهَدَاءِ.

چون روز قیامت شود، خداوند عز و جل مردم را در یک زمین مسطح گرد هم مى‏آورد، و میزان ها برقرار مى‏شود، پس خون هاى شهیدان با مرکب دانشمندان سنجیده می گردد، ولى وزن مرکب دانشمندان بر خون هاى شهیدان راجح و افزون باشد.

من لا یحضره الفقیه، شیخ صدوق، ج‏۴، ص۳۹۹

۲) عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ عَبْدِ الْعَزِيزِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ

تَظْهَرُ الزَّنَادِقَةُ فِي سَنَةِ ثَمَانٍ وَ عِشْرِينَ وَ مِائَةٍ وَ ذَلِكَ أَنِّي نَظَرْتُ فِي مُصْحَفِ فَاطِمَةَ ع قَالَ قُلْتُ وَ مَا مُصْحَفُ فَاطِمَةَ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى لَمَّا قَبَضَ نَبِيَّهُ ص دَخَلَ عَلَى فَاطِمَةَ ع مِنْ وَفَاتِهِ مِنَ الْحُزْنِ مَا لَا يَعْلَمُهُ إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَرْسَلَ اللَّهُ إِلَيْهَا مَلَكاً يُسَلِّي غَمَّهَا وَ يُحَدِّثُهَا فَشَكَتْ ذَلِكَ «۱» إِلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فَقَالَ إِذَا أَحْسَسْتِ بِذَلِكِ وَ سَمِعْتِ الصَّوْتَ قُولِي لِي فَأَعْلَمَتْهُ بِذَلِكَ فَجَعَلَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع يَكْتُبُ كُلَّ مَا سَمِعَ- حَتَّى أَثْبَتَ مِنْ ذَلِكَ مُصْحَفاً قَالَ ثُمَّ قَالَ أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ فِيهِ شَيْ‏ءٌ مِنَ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامِ وَ لَكِنْ فِيهِ عِلْمُ مَا يَكُونُ.

حماد بن عثمان گويد: شنيدم امام صادق (ع) مى‏فرمود: زنادقه در سال صد و بيست و هشت ظهور كنند، من اين را از مطالعه مصحف فاطمه (ع) دريافتم، من عرض كردم: مصحف فاطمه (ع) چيست؟ فرمود: چون خداى تعالى جان پيغمبر را گرفت، فاطمه (ع) از وفات آن حضرت تا آنجا اندوهناك شد كه جز خداى عز و جل نداند، خدا فرشته‏اى فرستاد تا فاطمه (ع) را تسليت دهد و با او حديث گويد: از اين پيش آمد به على (ع) شكايت كرد (چون‏ هراس آور بود و گفته‏هاى او از دست مى‏رفت) فرمود: هر وقت احساس نزول فرشته را كردى و آوازش را شنيدى به من خبر ده، و پس از آن على (ع) هر چه از فرشته مى‏شنيد مى‏نوشت تا اينكه مصحفى از اين نوشته‏ها درست شد، گويد: سپس فرمود: هلا در آن مصحف هيچ احكام حلال و حرام نيست ولى در آن، علمِ به حوادث آينده است.

اصول کافی، جلد اول، کتاب الحجه، باب فيه ذكر الصحيفة و الجفر و الجامعة و مصحف فاطمة(س)، حدیث دوم

۳)فرازی از زیارت جامعه کبیره

نویسنده: مجتبی معینی، عضو تحریریه مکتب وحی استان گیلان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *