انسان کامل؛سلسله مباحثی پیرامون تعریف انسان کامل در آثار علامه حسن زاده آملی(بخش اول)

تعریف انسان کامل

بسیاری در تعریف انسان کامل مشکل دارند فکر می کنند انسان کامل مثل افراد معمولی است در حالیکه حتی در تعریف انسان کامل عقول متعارف عاجز است تنها از زبان وحی و بیت نبوت می توان به گوشه های اسرار انسان کامل رسید کسانی باید انسان کامل را تعریف کنند که از این آبخور وحی و رسالت نوشیده باشند.

محی الدین در تعریف انسان کامل حرفها دارد.

شرح فصوص الحكم قيصرى، ص: ۳۰۰:

مرتبه انسان كامل‏

«ومرتبة الإنسان الكامل عبارة عن جمع جميع المراتب الإلهية والكونية من العقول و النفوس الكلية و الجزئية و مراتب الطبيعة الى آخر تنزلات الوجود و يسمّى بالمرتبة العمائية أيضاً فهى مضاهية للمرتبة الإلهيه و لا فرق بينهما إلّابالربوبية و المربوبية لذلك صار خليفة اللَّه و إذا علمت هذا علمت الفرق بين المراتب الإلهية و الربوبية و الكونية».

ز احمد تا احد يك ميم فرق است‏ جهانى اندر آن يك ميم غرق است‏

و اين ميم همان ميم در اول مربوبيت است كه اگر برداشته شود مربوبيت، ربوبيت مى‏شود؛ يعنى احَد ربوبيت دارد و احمد مربوبيت.

از انسان کامل به قلب و قطب عالم امکان یاد می کنند یعنی همانگونه که قلب به بدن حیات می بخشد و بدون قلب همه اعضاء بدن انسان از کار می افتد بهم می ریزد، نقش انسان کامل امکان چنین نقشی است او قطب عالم است و همه موجودات به یمن او هستی و کمالات وجود از خداوند می گیرند، علم، رزق، حیات موجودات به وسیله اوست. به یمن او کمالات وجودی دریافت می کنند و کامل می شوند، دست هدایت او هر موجودی را به منزل مقصود می رساند ربنا الذی اعطی کل شی خلقه ثم هدی، آیه سوره ، او مظهر رب و هادی هر موجودی است. او باب اللَّه است نه فقط برای انسان برای همه موجودات همه بايد از اين درب وارد شوند و به كمالشان برسند. داستان امام صادق و صحابی و کرم داخل خاک باغچه و گزارش امام- این فقط خبر از نر و ماده بودن بچه زا و تخم گذار بودن نیست بلکه خبر از نقش امام در هستی و کمالات هستی موجودات است.

اسامی انسان کامل

قوله: و مرتبة الإنسان الكامل: الإنسان الكامل يسمّى فى عرف الطائفة بآدم أيضاً كما يأتى قول الشارح فى الفصّ الآدمي (ص ۶۲ ط ۱): الكون الجامع هو الانسان الكامل المسمّى بآدم» انتهى و له اسامى أخرى أيضاً، و سيأتى فى الفص المحمدى (ص ۴۸۴ ط ۱) أن العقل الأول هو آدم الحقيقى، فافهم.

و قوله: «و يسمّى بالمرتبة العمائية أيضاً» أى باعتبار صعوده و اعتلائه و ارتقائه و وصوله إلى المرتبة العمائية التى كانت بزرخاً بين الغيب المطلق و المرتبة الواحدية فآدم باعتبار كونه مضاهياً للعماء له المرتبة العمائية. قال كاتب الأحرف فى غزلٍ:

سينه آن گنجينه قرآن فرقان است و بس‏ سينه سيمينه سرخيل خوبانست و بس‏
نغمه عنقاى مغرب آيد از آن سوى قاف‏ مشرق شمس حقيقت قلب انسانست و بس‏
قرصه مهر و مه اندر عرصه كيهان دل‏ روشنى شعله شمع شبستان است و بس‏
غرقه درياى نور وحدت اندر كثرتش‏ هر طرف رو آورد بر روى جانانست و بس‏
ماء دافق كون جامع از غمايش تا عماست‏ لوحش اللَّه عقل در اين نكته حيرانست و بس‏

ادامه دارد….

گردآوری: مجتبی معینی، عضو تحریریه مکتب وحی استان گیلان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *