راز شقایق وحشی

چند خطی به یاد او که یاد شهدا را در دلها زنده نمود تا آنکه خودش به یاد ها پیوست و دلنوشته ای با عطر شهید آوینی:

 

💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠

شقایق را،

وحشی می خوانند،

چرا که آزاده است،

و رنگی از تعلق ندارد؛

در دشت های دور،

لابه لای سنگ ها می روید،

و به آب باران قناعت می کند،

تا همواره تشنه باشد و بسوزد؛

داغ دلش،

و گلبرگ های به خون آغشته اش،

راستی که او را به شهید مانند می کنند،

و عجبا از این تمثیل که چه به جاست!

#شهید_سیدمرتضی_آوینی

✍ شهیدان را،

شهیدان می شناسند…

هر گاه،

که این متن زیبای سید شهیدان اهل قلم را،

بازخوانی می کنم،

بغض،

مهمان بلندمدّت دلم می شود…

و چه خوب،

شخصیت زیبا،

عظمت درد،

شکوه اشتیاق،

جلال ذات،

و آزادگیِ شهیدان را،

به مثابه شقایق،

برای ما،

به رشتهٔ تحریر در آورده است…

و بی شک تا به امروز،

کسی از این نگاه،

و به این شکل،

شقایق را تشریح ننموده بود…

و حقیقتاً،

درد عشق است،

که از این خاک نشین،

سیدمرتضایِ سماوات‌مکان را می سازد…

همان شهیدی که،

ستارهْ روشنی شد،

در آسمان گمنامان،

تا نشان دهد،

هر آنچه که مردان بی ادعا،

خالصانه برای خدا انجام دادند،

و نسل ما و بعد از ما،

از حقایق آن بی خبرند…

و تا هر زمان،

که مشتاقان شهادت،

در این اقلیم هستند،

از دلنوشته ها،

و نگاه خاص و زیبایش،

به زندگی و شهادت،

نور،

و درس خواهند گرفت…

و تفاوت ما بین اهالیِ آسمان و ساکنان زمین،

برای‌شان به وضوح،

آشکار خواهد شد…

#آه

و کاش،

جام دردِ حقیقیِ عشقت را،

به جان و تن ما هم بنوشانی،

تا تنها با تو،

انسی عمیق بگیریم،

و از غیر تو،

دل بِبُریم…

مقداد علیپور

مکتب وحی گیلان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *