بهمن محمدزاده جانباز

دیدار با جانباز وطن بهمن محمدزاده

دلنوشته ای شیرین از ملاقات من با یک مرد

💠 بسم الله الرحمن الرحیم 💠

✍ بهمن محمدزاده،
جانبازی دوست داشتنی،
از تبار نورآشامان،
که به حق،
می توان،
شهید زنده اش نامید…

و هم آن‌ست،
که طعم شیرین بندگی را،
به خوبی حس کرده،
و با حضرت معبود،
سابقه رفاقت،
هم‌صحبتی و خلوتی دیرینه دارد…

اخلاق نیکو،
اخلاص،
ادب،
حجب و حیا،
و پاکی اش،
زبانزد بچه های آسایشگاه است…

و دل،
نه به اینجا بسته،
و نه به اغیار…

و علیرغم حملات و هجمه های بی امان صحابهٔ دنیا،
شکارش نشد…

و اوست،
که بدون پاهای به ظاهر توانا،
بر صندلی چرخدارش،
با بال‌هایی از جنس نور،
در آسمان،
رهاست،
و سیر در آفاق داشته،
و با آسمانیان،
در گفتگو،
یا بهتر بگویم،
در رفت و آمد است…

زلفش،
با زلف امامِ عشق،
حضرت حسین ابن علی علیه السلام،
عجیب گره خورده است،
و شدّتِ این عشق فی ما بین او و آن امام شهید را،
از زبان خودش شنیدم،
هنگامی که همچو مجنون،
سرمست از یاد یار بود…

با بغض می گفت:
که کاش اسمم را حسین می نهادند…

و از این رو بود که از آن پس،
ایشان را با نام حاج حسین خطاب نمودم…

#آه

در دوران جوانی اش،
دانشجوی افسری نیروی هوایی ارتش بود،
اما درس و دانشگاه را رها،
و با عنوان داوطلب بسیجی،
عازم جبهه ها شد…

با خود،
عهد بسته بود که:
یا آنقدر می مانم تا پیروز شویم،
و یا شهید می شوم…

و آن یایِ سومی پیش آمد،
که برایش هرگز متصور نبود،
و قطع نخاع شد…

اما ناراحت نباش،
و بدان که،
تو هم شهیدی…

همان شهیدی که رزمندگی در رکاب امام راحل را درک نموده،
و هم در زمان ولی فقیه حاضر را،
و ان‌شاءالله،
در رکاب حضرت ولی عصر عجّ الله تعالی فرجه الشریف را…

تو را دوست دارم،
و به این موهبت،
افتخار می کنم،
که توفیق مصاحبت با تو را داشته ام…

مصاحبه از مقداد علیپور

متن اختصاصی مکتب وحی استان گیلان

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دوست دارید به بحث ملحق شوید؟
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *